تبليغاتX
موسيقي راک . زيرزميني

به دیاسپام خوش آمدید


موسیقی راک . زیرزمینی

Subscribe to fk-black-white
Powered by groups.yahoo.com
New Page 3
کورش يغمايي(گل يخ)

مشاهيردياسپام

استاد سياوش قميشي::::
استاد کوروش يغمايي:::::::
محسن نامجو:::::::::::::::
کاوه يغمايي::::::::::::::::::
رضا يزداني:::::::::::::::::::
عبدي بهروانفر:::::::::::::::
گروه کيوسک::::::::::::::::
سيروان خسروي::::::::::::
:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:
دوستداران خانواده يغمايي







Powered by WebGozar



راک از نگاه ماد

 

سايت AVRev.com صد آلبوم برتر راك تاريخ موسيقي رو معرفی کرد،

آلبوم "نيمه تاريك ماه" گروه "پينك فلويد" در رده ی اول خودنمایی میکنه.راستش من خودم چند تا از کارهای قدیمی پینک فلوید رو گوش دادم.ولی زیاد به مزاجم خوش نیومد.

اين گزينش با در نظر گرفتن موارد زير انجام شد:

اجرا (100 امتياز)، آواز و ترانه (100 امتياز)، كيفيت صداي آلبوم (50 امتياز)، كيفيت توليد (50 امتياز)، مطرح باقي ماندن (50 امتياز)، كيفيت تمام آهنگ هاي يك آلبوم (50 امتياز).

ده آلبوم برتر:

  1. نيمه تاريك ماه، پينك فلويد، 394 امتياز
  2. گروه تنهايان گروهبان پپر، بيتلز، 392 امتياز
  3. الكتريك ليدي لند، جيمي هندريكس اكسپرينس، 391 امتياز
  4. لد زپلين 2، لد زپلين، 388 امتياز
  5. ديوار، پينك فلويد، 387 امتياز
  6. لد زپلين 1، لد زپلين، 385 امتياز
  7. ايمني، پيتر گابريل، 384 امتياز
  8. كاركشته اي؟، جيمي هندريكس اكسپرينس، 383 امتياز
  9. درخت يوشع، يو 2، 382 امتياز
  10. لد زپلين 3، لد زپلين، 380 امتياز

حالا با معرفی گروه "ماد" بهتره از حال و هوای راک بین المللی خارج شیم به زیرزمین ایران یه سرکی بکشیم.

پینک فلوید-ماد-بیتلز-کامیل یغمایی

 

ماد یکی از گروههای راک موجود در ایران هست که کارش رو  از سال 1379 آغاز کرد.البته اونجور که تو سایت گروه ماد  نوشته بود فکر تشکیل این گروه از سال 1377 تو ذهن عبدی بهروانفر بود.خوبه که بدونین اسم این گروه(ماد) یکی نکته ی انحرافیه.شاید هر کسی که اسم ماد رو بشنوه ذهنش به تاریخ ایران ایل ماد معطوف بشه ، اما اگه به صورت نوشتاری انگلیسی ماد توجه کنیم _ mud _ معنی " لجن"  میده.

آشنایی اعضای گروه تو مشهد بود.اعضای گروه : نیما باغفر-نوید اربابیان-سامان رجبی -محسن نامجو  و عبدی بهروانفر.حالا جای خنده دارش اینجاست .اعضای گروه از صبح تا شب توی یه خونه ی متروکه اینقدر سر و صدا کردند تا به یک نظم موسیقایی گروهی رسیدند.

دو سال گذشت و حالا موقع اون رسیده بود تا گروه از اون خونه متروکه بیرون میومد.اولین کنسرت تو سالن گلستانه برگزار شد.آهنگ رفتم سر کوچه هم بعنوان یک کار خارج از برنامه اجرا شد.حالا دیگه ماد به یک پختگی رسیده بود و با اجرای کارهای تلفیقی یک نوع موسیقی جدید رو با گوش مردم آشنا میکرد.

کنسرت دوم با اضافه شدن مصطفی یاوری به گروه و همچنین با گرفنن مجوز اجرای کنسرت در سالن هلال احمر برگزار شد.آهنگ واق واق سگ هم آخرین اجرای انجام شده بود.به دلایلی که در سایت گروه ماد(عبدی بهروانفر) بعنوان دلایل نامعلوم گزارش شده با حکم قاضی شب دوم و سوم  از اجرا جلوگیری شد.

بعد از اون اجرا آهنگ واق واق سگ بصورت اورجینال ضبط شد.

حال دیگه ماد ممنوع الاکران شده بود.

اما . . .

با وجود این ممنوعیت در بیرجند دو شب برنامه اجرا کردن و بعد هم  گروه دچار یک پراکندگی شد.اما باز هم عبدی  با همراهی نوید و مهدی در سالن ابن سینا مشهد چهار کار رو اجرا کردن.البته بهتره بگم تا چهار کار دوام آوردن.چون بعد از اجرای چهارمین کا ر با درخواست محترمانه ی رئیس سالن  به پایین هدایت شدند.این پایان کار ماد در مشهد بود

محسن نامجو هم مثل دیگر اعضای گروه کارهای مستقل خودش رو انجام میداد.و حالا نوبت به ضبط آلبوم ترنج محسن نامجو رسید که از گروه برای اجرای بیشتر قطعات ترنج کمک گرفت.

بعد از پایان کار ترنج عبدی به ارمنستان رفت تا آلبوم شلمرود ظهور کنه.

در تابستان سالی که گذشت عبدی بهروانفر و محسن نامجو  به همراه احسان زارع قشلاقی در ارمنستان برنامه ای رو بدون تمرین قبلی اجرا کردن که سه شب ادامه داشت.

به طو کلی همونجور که ماد متذکر شده:

راک یک هدف مشخص داره نمیشه گفت یک موسیقی صرفآ سیاسیه. در یک کلام هدف از راک بیان حقیقت از طریق موسیقی بدون سانسوره.

راک یعنی همین :  یعنی حقیقت

 

"رفتم سر کوچه" و"جره باز" برای دانلود:

کنسرت سالن ابن سینا<تصویری>  رفتم سر کوچه   (حجم:۹۷۱۴ کیلوبایت)

کنسرت بیرجند<صوتی>  جره باز  (حجم:۲۷۳۴ کیلوبایت)

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 23:28  توسط امين الله جماعتي  | 


 اولین حرف من، نسل سوخته

همونطور که تو دو پست قبل هم دربارش نوشتم این قسمتی از متن ترانه ی نسل سوخته از آلبوم سکوتِ سرد کاوه یغماییه.کلمات بکار برده شده تو این ترانه واقعآ ادم رو به فکر فرو میبره.به من که فاز عجیبی میده.برای همین یک بار دیگه سراغ نسل سوخته رفتم اما با کمک گرفتن از اولین حرف:

نسل سوخته یعنی نسلی که هنوز استخوان‌هایشان را مردم بعد از این همه سال  می‌بویند و بر آن سجده می‌کنند. کاوه از نسلی حرف می‌زند که یک نفسشان وحتی تکه ی استخوانشان به زندگی هزاران انسان نما می ارزد.


یکی جای دست و پاهاش   دادنش چند تا ستاره

یکی اون ستاره‌ها رم   جای دست و پاش نداره

یکی‌مون شد پاره پاره   یکی مونده نیمه کاره

یکی برگشته تو سنگر    استخوناشو بیاره

بگو نسل ما کجا رفت؟
نسلی که اومد بباره

نسلی که از آینه رد شد
بی‌صدا به یک اشاره

نسلی که قرار بود زمین را در آسمان بکارد.

 کسانی که با آهنگ کامران و هومن می‌رقصند ، کسانی که  مراسم عزاداری امام حسین را با جشن عروسی و پارتی های شبانه شان اشتباه گرفته اند نمی‌توانند درک کنند.به خدا درک نمیکنند کاشتن زمین در آسمان چه معنی‌ دارد.درک نمیکنند نسل سوخته چه معنی دارد.کسانی که آرمانشان در یادشان مانده نسل سوخته را درک میکنند. نسلی که می‌خواست زمین را به آسمان ببرد. نسلی که همه چیزش آسمانی بود.آرمانش ، عقیده‌اش و از همه مهمتر عشقش. نسلی که رهبرعزیزشان ، پیر والا همتشان ،امام خمینی(ره)  سالها قبل از تولدشان گفته بود: سربازان من در گهواره‌ها هستند.

 

کاوه یغمایی

 

اینها حرف ریشه و خاک است. حرف دیروز ندیده ی ماست.حرف فرداها و همیشه است. حرف این صورتک‌ها نیست. حرف فست‌فود نیست.حرف اکس پارتی  نیست.حرف قانون آزادی همجنس گرایان نیست. صحبت سکوتِ سرد آدمای توی قاب است.

نسلی که می‌خواستم
اینو توی آسمون بکاره

حتی آسمونش امروز
توی قابی از حصاره

حرف تردید یک نسل است. میان رفتن و ماندن.رفتن به راهی دراز ، اما روشن.راهی که باخون روشن ماند.حکایت همین یک نفس بود. که آن هم در قفس ماند. بین خوابیدن تا صبح. یا دم سحر پریدن.تردید میان زمینی ماندن یا پرواز به ملکوت. یکی باید بگوید.آخر من و تو کجای کاریم؟ وسط یه راه روشن. یا هنوزم توی غاریم؟ یکی باید بگوید. آخر چرا رنگ ما پریده؟ چرا با این همه عینک هیچ کسی ما رو ندیده؟

اون که قامت بلندش
سپر این سرزمین بود

روی خاک سرد غربت
پی یک قطعه دیاره

میان این همه بینی های عمل شده ، صورتهای برنزه شده، قرص‌های ضدبارداری، میان این همه دیگر کسی به یاد آن پسری نیست که در خاک سرد غربت، جنازه‌ی بی‌سرش را پیدا کردند.

خیلی‌ها پیاده رفتند
خیلی‌ها شدند سواره

یکی دیگه جون به شب باخت
یکی دیگه شد ستاره

خیلی‌ها به خاطر ما شهید شدند تا ما زندگی کنیم. همت، جهان‌آرا، چمران... . این‌ها اسم کوچه و خیابان و اتوبان نیست! اسم چندتا از آن بچه‌هایی است که شهید شدند تا صدام حسین پا نشود بیاید.بیاد در تهران.بیاید در سعد آباد مسکن کند.بیاید در سعدآباد رقص عربی دخترهای ایرانی را تماشا کند! غیر از اتوبان‌های تهران چند تا اسم دیگر از آن بچه‌ها را به خاطر دارید؟خودم که هیچ.شما چطور؟

در آخر فقط از کاوه یغمایی عزیز متشکرم که این اثر به یاد ماندنی را برای ما گذاشت تا کمی تفکر کنیم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 18:50  توسط امين الله جماعتي  | 


 روایت ۸۶

روایت 86 مثل سالهای دیگه نبود ولی از یه جهت با سالهای دیگه هیچ فرقی هم نمیکرد.

سال 86 هم با تمام بالا و پاییناش با تمام آثارهای بجا موندنی یا نخاله به تاریخ پیوست.تاریخی که ازامثال کوروش یغمایی ها و سیاوش قمیشی ها به خوبی یاد میکنه.تاریخی از موسیقی که با آثار کاوه یغمایی ها و محسن نامجو ها و رضا یزدانی ها دیگه یکنواخت و بی روح نیست.

اتفاقات خوب و بدی واسه موسیقی ایران یا بهتره بگم موسیقی من افتاد

خوبها:

ظهور پدیده ای چون کاوه یغمایی وآلبوم استثنایی سکوت سرد

انتشار آلبوم ترنج محسن نامجو با مجوز وزارت ارشاد

حضور آثار رضا یزدانی به همراه آلبوم هیس در فیلمهای سینمایی  رئیس و حکم و...

بدها:

همچنان بی مجوز ماندن آلبوم ملک جمشید از سوی وزارت ارشاد و محروم ماندن ما از آثار جدید کوروش یغمایی

حذف صدای محسن نامجو از تیتراژ طنز چارخونه

آلبوم ازغروب تا طلوع سیاوش قمیشی

 

دیاسپام موزیک

 

آهنگهای محبوب امسال بدون ترتیب رتبه(البته از هر خواننده فقط یکی رو نوشتم):

گل و تگرگ(سیاوش قمیشی) زلف(محسن نامجو) شمال(رضا یزدانی) زندگی و مرگ(کوروش یغمایی) اولین حرف(کاوه یغمایی) زوربای ملایری(کیوسک) نمیشه(محمد نوری)

بهترین آلبوم ها:

1.سکوت سرد(کاوه یغمایی)

2.ترنج(محسن نامجو)

۳.عشق سرعت(گروه کیوسک)

آهنگهای محبوب خارجی امسال:

Seprate tables.1 ((chris de burg

Goodbye my lover.2 (james blunt)

Underneath your clothes.3 (shakira)

اتفاق:

اولین کلیپ یکی از دوستان من از گروه فری بویز به نام پرستوی مهاجر و پخش در تیتراژ این برنامه در شبکه ام آی تی وی

اگه به حاشیه هم برم و از حیطه ی موسیقی جدا بشم:

بهترین فیلم ایرانی:

1.فیلم مستند دیازپام ده

2.سنتوری(البته تعداد فیلمهایی که دیدم به تعداد انگشتهای دست هم نمیرسه)

بهترین تیم فوتبال خارجی: مثل همیشه آرسنال

 

 قصه ی ما به سر رسید   جواز کوروش نرسید

تو حیرت ترنج و هیس    سکوت کاوه سر رسید

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387 ساعت 12:58  توسط امين الله جماعتي  | 


 سلام سلطان

باز هم یه شب از اون شبهایی رسید که خیلی دلم  خسته  شده بود.

خسته از تردد روزهای خشک وبی روح .تنها دل خوشیم شده بود دیدن رفقا

تو یه حالتی شبیه به افسردگی بودم .باز هم به یا د رادیو افتادم.رادیو ای که منو باا موسیقی بیشتر آـشنا کرد.تا قبل از اینکه رادیو فردا رو باز کنم گوشم فقط به ترانه های داخلی خورده بود.مثل حسام لر نژاد امیر کریمی محمد اصفهانی علیرضا عصار ناصر عبداللهی محمدرضا عیوضی و خیلی ها دیگه. تازه همشون هم از نوع مجاز تلویزیونی بودن.

فکر کنم که رو رادیو فردا بودم.

مهمان داشتن

مهمانشون کسی نبود جز موزیسین برتر ایران " کوروش یغمایی "

یه خانمی عهده دار مصاحبه با کوروش بود.همون اول بحث در مورد تغییرات ظاهری استاد از آخرین مصاحبه تا به اون روز گفت.

نمیدونم چه اتفاقی برام افتاد.ولی با همین توصیف سماعی اون خانم و لحن صحبت کوروش یغمایی یه حس خوبی بهم دست داد.برای همین دستم خود به خود روی دکمه ی ضبط رفت.باز هم همون نوار قدیمی باید خاطرات قبلی رو از روی خودش پاک میکرد تا چیزهای جدیدتری رو تو خودش جا میداد.همیشه بعد از زدن دکمه ی ضبط سکوت میکردم تا صدام رو آهنگایی رو که داشتن ضبط میکردم نره.اینبار بازم سکوت کردم.اما نه به اون دلیل بلکه با پخش ترانه ی "انتظار"دهنم خود به خود قفل شد.تمام وجودم حس شنوایی شده بود.واقعآ لذت میبردم.و اما گل یخ . . .
بعد از انتظارپای صحبت به گل یخ رسید.دقیقآ جزئیات صحبتشون رو به یاد ندارم.استاد در مورد خانم آلمانی که گل یخ رو با لحن  بخصوص و زیبای خودش خونده بود صحبت کرد.زیبا و جالب بود اما قبلش اورجینالش رو پخش کردن.منظورم گل یخ با صدای خود کوروش که حال و هوام رو بد جوری عوض کرده بود.

استاد کوروش یغمایی

 

بعد از صحبتها و اتمام برنامه ی اون شب شروع کردم به گوش دادن "انتظار" و "گل یخ".چیزی که واسم خیلی عجیبه اینه که گل یخ بر عکس اکثر آهنگها که در دفعات اولی که بهشون گوش میدم جذابترن و کم کم انگیزه ی گوش دادنشون کم میشه اینطور نبود.شاید اون موقع انتظار رو خیلی بیشتر از گل یخ دوست داشتم.ولی با هر بار گوش دادن به گل یخ علاقم به اون بیشتر میشد.

این بود آشنایی من با استاد کوروش یغمایی.

اینم شعریه که خودم از شدت علاقم به کوروش یغمایی گفتم.البته نمیشه اسمشو شعر گذاشت.یه جور بازی با کلماته.اصلآ هم درخور کوروش یغمایی نیست.ولی از زبان حقیرم همین بر میومد

میخوانم از جاودانه ترین ترانه ساز      آن مرد که عشقش ایرا ن و نغمه اش  همه راز

آن مرد خوش صدای جهان بی وفا      آن مرد از دیار مهربانی و صلح صفا

ای که نکرده ای آرزوهایم خراب      ای که میرود با تو زندگیم به مراد

ای که زبان من زمززمه گر ترانه ی تو      خاموش صدای گله از گرگ گرسنه ی تو

ای که برای من تویی قصه ی ماه و پلنگ      ای که با صدای تو سیب نقره ای شود سرخ رنگ

ای تو پرنده ی مهاجر قصه های من      ای تو نباشی همچو این کابوسهای من

ای که ترانه ات تفنگ دسته نقره را کند قلاف      ای که گل یخت درون هر شنوده را کند خراب

ای مرد خوش صدا همیشه برای ما بخوان      ای عشق بیکران همیشه در قلب ما بمان

 

به امید روزی هستم که در یکی از کنسرتهای استاد حاضر باشم و ایشون رو از نزدیک ببینم.

دوستت دارم سلطان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 ساعت 17:16  توسط امين الله جماعتي  |