تبليغاتX
موسيقي راک . زيرزميني
به دیاسپام خوش آمدید


موسیقی راک . زیرزمینی

Subscribe to fk-black-white
Powered by groups.yahoo.com
New Page 3
کورش يغمايي(گل يخ)

مشاهيردياسپام

استاد سياوش قميشي::::
استاد کوروش يغمايي:::::::
محسن نامجو:::::::::::::::
کاوه يغمايي::::::::::::::::::
رضا يزداني:::::::::::::::::::
عبدي بهروانفر:::::::::::::::
گروه کيوسک::::::::::::::::
سيروان خسروي::::::::::::
:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:
دوستداران خانواده يغمايي







Powered by WebGozar



 محسن نامجو و خلاقیت در موسیقی

یک روز به شیدایی   در زلف تو آویزم
خود را چو فرو ریزم   با خاک در آمیزم
وگرنه من همان خاکم که هستم!...

******
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
ای یاد توام مونس در گوشه ی تنهایی
وی خاطره ات پونز، نوک تیز کف کفشم
این صندل رسوایی، این صندل رسوایی
گرگی تو و میشم من، جمعا به تو آویزیم
آب از تو سریشم من جمعا به تو آویزیم
اگزاز و دیازپامی، جز زلفت آرامی
چون زلف تو نارامم رسوا و پریشم من
سشوار.... سشوار.....

آیا شما هم مثل بعضی دوستان من فکر میکنین ای شعر از دهن یه ذهن بیمار خونده شده؟ آیا شما فکر میکنین نامجو مخاطب رو به مسخره گرفته؟ آیا شما هم مثل آدمای قدیمی که از موسیقی یه فضای بسته ساختن فکر میکنین؟آیا شما فکر میکنین این تلفیق،توهین به شعره؟

اگه شما هم چنین افکاری دارین بدونین که این افکار ناشی از بلاهته.بهتره که افکارتون رو عوض کنین...


_ همون طور که تو مستند دیاسپام ده یکی از افراد عرصه ی موسیقی بهش اشاره کرد شاید بشه گفت که قصد نامجو، عوض کردن سلیقه هاست.نامجو میخواد با این تلفیق ها و این تناقض ها سلیقه ی گوشامون رو عوض کنه.گوشی که سالها به شنیدن کلمه ها و شعرهای معین و خاص در موسیقی عادت کرده.حالا واسطون یه مثال میزنم: تو همین قطعه ی گیس یه جاش نامجو با یه حالت غیر قابل ذکر آیه ی قرآنی<<وعتصموا بحبل الله جمیعآ ولا تفرقوا>> رو میخونه.البته به نظر من منظور نامجو از گفتن چنگ زدن به ریسمان خدا همون چنگ زدن و ارتباط روحی به گیس معشوقه.اما اگه نامجو میخواست حالت عادی رو بکار ببره بطور مستقیم منظور رو بیان میکرد.

_ موضوع دیگه ای که من تو کارهای نامجو میتوم ازش بعنوان شاهکار  نام ببرم  در بند موسیقی نبودن اونه.یعنی محسن نامجو هیچوقت براش شعر زیر مجموعه ی آهنگ نیست.اصلآخیلی از جاها موسیقی تحت تاثیر شعراش قرار میگیرن.مثل"گیس" " زلف" "عشق در مراجعه است" و...  میشه گفت شعر تو کارهای نامجو نقش حاکم رو ایفا میکنه و  شعر هر جور دوست داشته باشه یا یهتره بگم همونجور که هست خونده میشه.

_ یکی دیگه از نکته های قابل توجه خیلی از کارهای نامجو بکار گرفتن طنز برای بیان اعتراضه:

هر کس مثل من که فقط چند ماه با آثار نامجو در ارتباط هستم کارهای او رو شنیده باشه میتونه بفهمه که طنز اسلحه ی نامجو در آثارشه.نامجو همیشه از طنز بعنوان وسیله ای برای بیان مشکلا ت زندگی استفاده میکنه!اما چرا؟ خوب مسلمآ علتش رو میشه در این هدف خلاصه کرد که نامجو برای تاثیر بیشتر و جذب شنونده ها تو کلام خودش یه جورایی شیطنت میکنه.شیطنت با کلام و موسیقی و ایجاد صداهایی که تا حالا کسی اونها رو تو ایران نشنیده بود.البته من شخصآ تو ای نوزده سال عمری که از خدا گرفتم با چنین نوع موسیقی بر نخورده بودم.البته طنز نامجو به معنی واقعی کلمه طنزه.یعنی ج.ری شنونده رو به خنده میاره که در پس اون خنده شنونده به فکر بره یا متوجه ی یک فاجعه بشه

واقعآ کیه که نتونه درد بیان محسن رو تو "جبر جغرافیایی" حس کنه؟ شخصآ این کار رو از اون کارهایی میدونم که شنونده با خواننده یه حس مشترک پیدا میکنه.


یک رو از خواب پا میشی میبینی رفتی به باد      هیچ کس دورو برت نیست همه رو بردی ز یاد

چند تا موی دیگت سفید شد ای مرد بی اساس         جشن تولد تو با مجلس عزاست

بریدی از وفا....

قوض پشتت بیشتر شد شونه هات افتاده تر      پیرامونت رو ببین با دقت میمیرن خشک و تر

میمیرن خشک و تر

اینکه زاده ی آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی

اینکه لنگ در هوایی صبحونت شده سیگار و چایی

ای عرش کبریایی چی هست تو سرت؟

کی با ما راه میایی جون مادرت؟!...

*****

اینکه دستاتو روی سر میزارن      اینکه باهات هیچ کاری ندارن

اینکه تو بازیشون راهت نمیدن      اینکه سر به سرت میزارن

اینکه زاده ی آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی

اینکه لنگ در هوایی صبحونت شده سیگار و چایی

محسن نامجو

 

یا "عقاید نوکانتی" که اوج اعتراض رو  با نگاه طنز نشون میده:

عقاید نوکانتی از آن من

شقایق نورماندی از آن تو

حلاوت و بی صبری از آن من

عشق پانزده سانتی از آن تو

 

ماکارونی تمر هندی از آن ما   خیابان شهید قندی از آن ما

قبری که بهش میخندی از آن ما  اووووووووووم زکاوت و رندی از آن ما

****

ز سفره چه میجویی حاتم من   با خودت چه میگویی خاتم من

دیگه واسه چی میجویی ماتم من   بابا تو چه پر رویی خاتم من اووووومممییییی اسبتو کجا میبندی بوبوی من

به چی تو دل میخندی کوبوی من   آقا به مویی بندی سرور من   خانم به چی پا بندی شرور من

عقاید نوکانتی ازآن من   شقایق نوماندی از آن تو

*****

کوکوی دو شب مانده ..از آن ما    کپی پدر خوانده .. از آن ما    خلقت ناخوانده .. از آن ما

 دولت شرمنده .. از آن ما

کلفتی پرونده .. از آن ما   ملی پوش بازنده .. از آن ما    دولت شرمنده .. از آن ما

انتقاد سازنده .. از آن ما

شااااااااااااااااااید که آینده ..از آن ما

 

_ سه تار زدن نامجو ساده هست.محسن دلش میخواد موسیقیش مثل یه بچه ی ده ساله ساده و رک و دور از هر نوع بکارگیری از تکنیکهای موسیقی باشه.همینجوریه که بین کارهاش و شنونده فاصله نیست.

امیدوارم که استنباط و حس من که مبتنی بر آشنایی چند ماهه با کارهای محسن نامجو  هست و اطلاعات ناچیزم که در حد جست وجو های اینترنتیه باعث بشه تا بیشتر با این خواننده ی لاغر دماغ دراز مشهدی آشنا بشین.

"جبر جغرافیایی" و "عقاید نوکانتی" برای دانلود:

موزیک عقاید نوکانتی   (حجم: 2750 کیلوبایت)

موزیک جبر جغرافیایی   (حجم: 4143 کیلو بایت)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 15:42  توسط امين الله جماعتي  | 


 کیوسک با خاطره ی زوربای ملایری

 

شب بود

نميدونم دقیقآ چه ساعتي يا حتي  چه روزي

فقط ميدونم شب بود

سه سال پيش

باز هم هوس کردم راديو رو روشن کنم.همون راديوي قديمي که هر نواري رو داغون ميکرد.خاطره ازون راديو و صداهايي که باهاش ضبط ميکرديم زياد بود.

راديو روشن شد.ولي کليدش رو پخش نوار بود.نوار هم داخلش خودکشي ميکرد.

دستم رو روي کليد بردم .حرکتش دادم.صداي بلندي اومد.نميدونم رو کدوم شبکه بود ولي هر چي بود جذبم نکرد.چرخونک کنار راديو رو مي چرخوندم تا به راديو فردا برسم.

رسيدم ولي مثل هميشه آهنگ پخش نميکرد.مثل اينکه تو برنامه ي موسيقي زيرزميني مهمان ويژه داشتن.اينو اون زنيکه ميگفت.منظورم همون مجري زنه هست.اسمشو يادم نيست.ولي يادمه ازش خوشم نميومد.داشت مهمانشون رو معرفي ميکرد.

آره . . . اون گفت :آرش تکخوان گروه کيوسک

سلام و صحبتشون شروع شد.منم که  جذب شده بودم دکمه ضبت رو فشار دادم تا همه چيز توي نوار بيچارم ضبط بشه.آرش از گروهشون ميگفت واز آلبومي که به تازگي کارش رو تمام کردن....آلبوم آدم معمولي

بعد چند دقيقه يکي از آهنگاي گروه رو پخش کردن.اون موقع نميدونستم که اسمش"زورباي ملايري"ه.چنان جذب شعر و لحن خواننده و سر وجمع  ،کل کار شده بودم که نگو نپرس.خيلي کار جديدي بود.تاحالا اينطوريش رو نشنيده بودم:

فقط با پول وقيافه . . . کارت درست نميشه . . . يه کمي شم با لحجست . . . اينجوري خارجي ميشه . . .

 اينجا و اونجات مصنوئي . . . چشات به رنگ لنزه . . . مقصد چه فرقي داره وقتي . . . طرف سوار بنزه . . .

 خريد و فروش حواله . . . سواد لازم نداره  . . . بهترين شغل دنيا . . . داشتن دديه پولداره

بعد صحبتاشون دوباره شروع شد.آرش از کساني که کمکشون کردن تشکر ميکرد.همشون هم يه اسم مستعار عجيب و غريب داشتن.ولي الآن حافظم ياري نميکنه

بعد ازين صحبتها يه آهنگ ديگه هم از کيوسک پخش شد.ولي بدبختانه بازهم شبکه ها خط تو خط شدن و اون به خوبي و کيفيت زورباي ملايري ضبط نشد.اين هم از  شانسي که تو پست قبل هم به اون اشاره شد.به قول مهران مديري عين بختک به زندگيم چنبره زده.

با صحبتهاي پاياني مجري و آرش برنامه ي موسيقي زير زميني تمام شد.حالا من موندم با صداي ضبط شده ي برنامه.تا چند وقت کارم شده بود برم رو تيکه ي زورباي ملايري و گوشش کنم.اون موقع آرزوم بود که آلبومشون تو دستم باشه

چند سال گذشت و شد تابستان امسال.....

خونه ي يکي از رفقا(سهراب فلاح) بوديم.سهراب بهم گفت که آلبومي رو از يه گروه دانلود کرده.ميگفت موضوعش اجتماعيه.سر کامپيوتر بوديم.آهنگي از اون گروه رو پخش کرد.بدم نيومد.خوب بود.يه چيزي انگار حوالي ذهنم تدائي شد.ولي گذشت...

يه آهنگ ديگه رو هم پخش کرد..........عشق سرعت

دوباره مخيرم به تکاپو افتاد.اي خدا چقدر حال و هواش آشناست.همينجور داشتم دفترچه خاطرات ذهنم رو ورق ميزدم که يهو به يه جاي دنج تو مغزم رسيدم.تو اون جاي دنج يه راديو با يه نوار نشسته بودن.راديوش رو روشن کردم....... آها ..... يادم اومد........آرش......کيوسک........

بعد به سهراب گفتم که کار اين گروه رو قبلآ شنيده بودم ولي هر چي تو اينترنت دنبالش رفتم پيدا نکردم.فکر کنم اون موقع براي جست وجوي اينترنتي زود بود.سهراب دو تا آلبوم کيوسک رو دانلود کرده بود.مثل اينکه تو اين چند ساله رفته بودن خارج کشور و آلبوم عشق سرعت رو  هم ساختن.من رفتم تو آلبوم قديمي(آدم معمولي) به اميد اينکه زورباي ملايري رو پيدا کنم.چون نميدنستم اسمش زورباي ملايريه ،تک تک آهنگها رو پخش کرديم.

اين نه........  نه ، اينم نيست......اين يکي؟شايد همين باشه. يه کم جلوتر ببر.اه نه اين يکي هم نيست

.اين ديگه چيه؟عجب اسمي داره  "زورباي ملايري" اينم فکر نکنم باشه.ولي ميزنيم ببينيم چيه..

مديا پلير ،میکرولب ایرانی سهراب رو که پیشرفت ایرانیها رو در خراب کردن اسم شرکتهای بزرگ نشون میداد رو وادار به خوندن کرد:

شب تو زلفت اسيره.....ماه پيش تو حقيره......امشبو اينجا بمون.....واسه رفتن خيلي ديره .....

صداي تو ترانست....نگات پر از ستاره.......به به خودم حال کردم.....دروغام چه شاعرانست....

ريتم و ملودي همون بود ولي شعر همون نبود.تا يه کم که جلوتر بردم ، گرد روي خاطره هام کنار رفت... خودش بود. دوباره همون تيکه ي :فقط با پول و قيافه....

از اينکه بعد از يه مدت طولاني دوباره شنيدمش خيلي خوشحال بودم.چون يه اشتباهي کردم و چند تا آهنگ روي برنامه ي اون شب ضبط کردم.ديگه هيچي رو از برنامه ي اون شب نداشتم.واقعآ حيف شد.اون برام فقط يه برنامه نبود.يه خاطره بود.ولي با دستاي خودم از بين بردمش.

خوب حالا مدتی میگذره و من در حد خوبی با این گروه آشنایی دارم 

از داخل مجله اينترتي هفت سنگ رفتم سراغ مقاله ي خانم نينا جمشيد زاد که بعضي از گروههاي زير زميني رو معرفي ميکرد.تو قسمتي که مربوط به کيوسک بود به نکته جالبي برخوردم.اينکه آلبوم آدم معمولي بر خلاف فکر من مثل آلبوم عشق سرعت داخل کانادا منتشر شد

 در حال حاضر اگه بخوام کيوسک رو تعريف کنم ميتونم بگم:

اين گروه از اول مکان و افراد ثابتي نداشت و تا خونه ي يکي از افراد گروه خالي ميشد همه به اونجا پناه ميبردن و اونجا رو کيوسک خودشون ميدونستن.کيوسک با اينکه يه چشمه هايي ارز جاز و بلوز و حتي پاپ داره ولي در کل تو صف گروههاي راک قرار داره. نقطه‌قوت کار اين گروه شعرهاي روان، گويا و ساده‌‌ست که با درک تکيه‌هاي خواننده‌ي خوش صداي گروه، در هنگام خواندن به اوج مي‌رسه و به‌سادگي با مخاطب خودش ارتباط برقرار مي‌کنه.

آلبوم اول گروه (آدم معمولي)در سال 2005 و در کانادا با همکاري بم‌آهنگ منتشر شد. نکته‌ي جالب توجه اين آلبوم پوستر زيباي اين آلبومه که گرافيست حرفه‌اي ايراني مقيم لس‌آنجلس(زرتشت سلطاني) کار طراحيش رو انجام داده.
آلبوم جديد کيوسک (عشق سرعت) هم در کانادا و با همکاري بم‌آهنگ کانادا منتشر شده.

راستی این هم زوربای ملایری برای دانلود:

موزیک زوربای ملایری (حجم:4286 کیلو بایت)

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 16:20  توسط امين الله جماعتي  |