محسن نامجو و خلاقیت در موسیقی
یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
خود را چو فرو ریزم با خاک در آمیزم
وگرنه من همان خاکم که هستم!...
******
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
ای یاد توام مونس در گوشه ی تنهایی
وی خاطره ات پونز، نوک تیز کف کفشم
این صندل رسوایی، این صندل رسوایی
گرگی تو و میشم من، جمعا به تو آویزیم
آب از تو سریشم من جمعا به تو آویزیم
اگزاز و دیازپامی، جز زلفت آرامی
چون زلف تو نارامم رسوا و پریشم من
سشوار.... سشوار.....
آیا شما هم مثل بعضی دوستان من فکر میکنین ای شعر از دهن یه ذهن بیمار خونده شده؟ آیا شما فکر میکنین نامجو مخاطب رو به مسخره گرفته؟ آیا شما هم مثل آدمای قدیمی که از موسیقی یه فضای بسته ساختن فکر میکنین؟آیا شما فکر میکنین این تلفیق،توهین به شعره؟
اگه شما هم چنین افکاری دارین بدونین که این افکار ناشی از بلاهته.بهتره که افکارتون رو عوض کنین...
_ همون طور که تو مستند دیاسپام ده یکی از افراد عرصه ی موسیقی بهش اشاره کرد شاید بشه گفت که قصد نامجو، عوض کردن سلیقه هاست.نامجو میخواد با این تلفیق ها و این تناقض ها سلیقه ی گوشامون رو عوض کنه.گوشی که سالها به شنیدن کلمه ها و شعرهای معین و خاص در موسیقی عادت کرده.حالا واسطون یه مثال میزنم: تو همین قطعه ی گیس یه جاش نامجو با یه حالت غیر قابل ذکر آیه ی قرآنی<<وعتصموا بحبل الله جمیعآ ولا تفرقوا>> رو میخونه.البته به نظر من منظور نامجو از گفتن چنگ زدن به ریسمان خدا همون چنگ زدن و ارتباط روحی به گیس معشوقه.اما اگه نامجو میخواست حالت عادی رو بکار ببره بطور مستقیم منظور رو بیان میکرد.
_ موضوع دیگه ای که من تو کارهای نامجو میتوم ازش بعنوان شاهکار نام ببرم در بند موسیقی نبودن اونه.یعنی محسن نامجو هیچوقت براش شعر زیر مجموعه ی آهنگ نیست.اصلآخیلی از جاها موسیقی تحت تاثیر شعراش قرار میگیرن.مثل"گیس" " زلف" "عشق در مراجعه است" و... میشه گفت شعر تو کارهای نامجو نقش حاکم رو ایفا میکنه و شعر هر جور دوست داشته باشه یا یهتره بگم همونجور که هست خونده میشه.
_ یکی دیگه از نکته های قابل توجه خیلی از کارهای نامجو بکار گرفتن طنز برای بیان اعتراضه:
هر کس مثل من که فقط چند ماه با آثار نامجو در ارتباط هستم کارهای او رو شنیده باشه میتونه بفهمه که طنز اسلحه ی نامجو در آثارشه.نامجو همیشه از طنز بعنوان وسیله ای برای بیان مشکلا ت زندگی استفاده میکنه!اما چرا؟ خوب مسلمآ علتش رو میشه در این هدف خلاصه کرد که نامجو برای تاثیر بیشتر و جذب شنونده ها تو کلام خودش یه جورایی شیطنت میکنه.شیطنت با کلام و موسیقی و ایجاد صداهایی که تا حالا کسی اونها رو تو ایران نشنیده بود.البته من شخصآ تو ای نوزده سال عمری که از خدا گرفتم با چنین نوع موسیقی بر نخورده بودم.البته طنز نامجو به معنی واقعی کلمه طنزه.یعنی ج.ری شنونده رو به خنده میاره که در پس اون خنده شنونده به فکر بره یا متوجه ی یک فاجعه بشه
واقعآ کیه که نتونه درد بیان محسن رو تو "جبر جغرافیایی" حس کنه؟ شخصآ این کار رو از اون کارهایی میدونم که شنونده با خواننده یه حس مشترک پیدا میکنه.
یک رو از خواب پا میشی میبینی رفتی به باد هیچ کس دورو برت نیست همه رو بردی ز یاد
چند تا موی دیگت سفید شد ای مرد بی اساس جشن تولد تو با مجلس عزاست
بریدی از وفا....
قوض پشتت بیشتر شد شونه هات افتاده تر پیرامونت رو ببین با دقت میمیرن خشک و تر
میمیرن خشک و تر
اینکه زاده ی آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی
اینکه لنگ در هوایی صبحونت شده سیگار و چایی
ای عرش کبریایی چی هست تو سرت؟
کی با ما راه میایی جون مادرت؟!...
*****
اینکه دستاتو روی سر میزارن اینکه باهات هیچ کاری ندارن
اینکه تو بازیشون راهت نمیدن اینکه سر به سرت میزارن
اینکه زاده ی آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی
اینکه لنگ در هوایی صبحونت شده سیگار و چایی

یا "عقاید نوکانتی" که اوج اعتراض رو با نگاه طنز نشون میده:
عقاید نوکانتی از آن من
شقایق نورماندی از آن تو
حلاوت و بی صبری از آن من
عشق پانزده سانتی از آن تو
ماکارونی تمر هندی از آن ما خیابان شهید قندی از آن ما
قبری که بهش میخندی از آن ما اووووووووووم زکاوت و رندی از آن ما
****
ز سفره چه میجویی حاتم من با خودت چه میگویی خاتم من
دیگه واسه چی میجویی ماتم من بابا تو چه پر رویی خاتم من اووووومممییییی اسبتو کجا میبندی بوبوی من
به چی تو دل میخندی کوبوی من آقا به مویی بندی سرور من خانم به چی پا بندی شرور من
عقاید نوکانتی ازآن من شقایق نوماندی از آن تو
*****
کوکوی دو شب مانده ..از آن ما کپی پدر خوانده .. از آن ما خلقت ناخوانده .. از آن ما
دولت شرمنده .. از آن ما
کلفتی پرونده .. از آن ما ملی پوش بازنده .. از آن ما دولت شرمنده .. از آن ما
انتقاد سازنده .. از آن ما
شااااااااااااااااااید که آینده ..از آن ما
_ سه تار زدن نامجو ساده هست.محسن دلش میخواد موسیقیش مثل یه بچه ی ده ساله ساده و رک و دور از هر نوع بکارگیری از تکنیکهای موسیقی باشه.همینجوریه که بین کارهاش و شنونده فاصله نیست.
امیدوارم که استنباط و حس من که مبتنی بر آشنایی چند ماهه با کارهای محسن نامجو هست و اطلاعات ناچیزم که در حد جست وجو های اینترنتیه باعث بشه تا بیشتر با این خواننده ی لاغر دماغ دراز مشهدی آشنا بشین.
"جبر جغرافیایی" و "عقاید نوکانتی" برای دانلود:
موزیک عقاید نوکانتی (حجم: 2750 کیلوبایت)
موزیک جبر جغرافیایی (حجم: 4143 کیلو بایت)
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 15:42 توسط امين الله جماعتي
|